
چندی است که کتاب جدید یاسمینا رضا، نمایشنامهنویس فرانسوی ـ ایرانی، به نام "سپیدهدم، عصر یا شب" به زبان فارسی در انتشارات کاروان منتشر شده است. در بارهی این کتاب با مترجم آن، سعید عجم حسنی، گفتوگو کردهایم.
این روزها دو کلمهی "بلینگ بلینگ"، که در فرهنگ عامهی فرانسوی معنایی مترادف با زرق و برق دارد، ورد زبان اغلب فرانسویها است: از آنجا که "مسیو پرزیدان سارکوزی" علاقهی وافری به زرق و برق دارد، هموطنانش او را "رئیس جمهور بلینگ بلینگ" مینامند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط در انتظار تئاتر
|
ممنوعيت نشستن خانم هاي مانتويي در رديف اول تالار وحدت (رودكي)
اصغر امیرنیا، مدیرعامل بنیاد رودکی، نشستن خانمهای مانتویی را در ردیفهای اول تالار وحدت ممنوع کرده است.

به گزارش خبرنگار دسترنج، خانمهای مانتویی که به عنوان میهمان یا هر عنوان دیگری، بلیطهای ردیف اول را در دست داشته باشند، اجازه نشستن در سه ردیف اول را ندارند و به ردیفهای آخر تالار راهنمایی میشوند.
بر این اساس همه خانمهایی که قصد نشستن در صندلیهای ردیف اول تا سوم را دارند، باید چادر به سر داشته باشند. این در حالی است که امیرنیا هنوز دستوری برای دادن چادر در ورودی تالار به میهمانان غیرچادری -مانند آنچه در امامزادهها صورت میگیرد- صادر نکرده است.
امیرنیا از بازرسان وزارت ارشاد بود که در دولت نهم از سوی صفار هرندی به عنوان مدیرکل اداره ارشاد استان تهران منصوب شد. وی همچنین مدیر کمیته فعالیتهای جنبی بیستمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بود.
وی، بیست و هشتم فروردین ماه امسال با حکم صفار هرندی به عنوان مدیرعامل بنیاد رودکی منصوب شد. بنیاد رودکی دارای سه مجموعه فرهنگی شامل تالار وحدت، تالار فردوسی و مجموعه فرهنگی انقلاب اسلامی (زیرزمین برج آزادی) است.
اصغر امیرنیا سابقه فرهنگی و هنری ندارد و وزیر ارشاد هم در مراسم معارفه وی تنها به سوابق جبهه و جنگ وی اشاره کرد.
امیرنیا پس از منصوب شدن به عنوان مدیرعامل بنیاد رودکی، در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود اعلام کرد که در این بنیاد هنر برای هنر تعریفی ندارد، بلکه هنر برای تمام اقشار مردم مورد توجه قرار میگیرد و اینگونه است که اگر یک اثر هنری بتواند در جامعه تأثیرگذار باشد، شایسته حمایت خواهد بود، در غیراینصورت تولید آن اثر هنری تنها هدر رفتن بودجه است.
منبع محترم : دسترنج
+
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط در انتظار تئاتر
|
فرازهايی از زندگينامهی دکتر مهدی فروغ
دکتر مهدی فروغ در ۲۳ آبانماه ۱۲۹۰ در شهر اصفهان در محلهی دالبتی چشم به جهان گشود. شش ماهه بود که پدرش بدرود زندگی گفت و مادر شيردل و قدرتمند, به تربيت او همت گماشت.
تحصيلات ابتدايی را وی در دو مکتب و پس از آن در مدرسههای جديدالتاسيس اصفهان گذراند و دورهی متوسطه را در اصفهان و شيراز ادامه داد و سپس به تهران رفت و در دانشسرای عالی ثبتنام کرد. در آغاز ورود, وی به رياست انجمن تآتر و موسيقی دانشسرای عالی انتخاب شد.
دکتر عيسی صديق در زندگينامهی خود مينويسد: "در انجمن نمايش و موسيقی دانشسرای عالی, عدهای از دانشجويان استعداد و موهبت خاص خود را ظاهر ساختند و از بين آنان اشخاصی مانند روحالله خالقی, برکشلی, مفتاح و مهدی فروغ مصدر خدمات مهم به موسيقی و نمايش شدند."
پس از پايان يافتن دورهی تحصيل در دانشسرای عالی, مهدی فروغ در آغاز سال ۱۳۱۷ عازم انگلستان شد و به آکادمی پادشاهی هنرهای دراماتيک راه يافت و بعنوان بهترين شمشيرباز سالِ در آکادمی انتخاب گرديد و به دريافت جوايزی نائل آمد.
پس از گرفتن ديپلم در پايان سال ۱۳۲۴ به ايران بازگشت. در شرايط نامطلوبِ پس از جنگ جهانی دوم که ايران از نظر اجتماعی, اقتصادی, فرهنگی و آموزشی در شرايط نابسامانی بسر ميبرد, وی به تدريس فرم و زيباشناسی در موسيقی در هنرستانِ عالی موسيقی مشغول شد.
در تابستان سال بعد, وی با فخرالزمان دولتآبادی که نخستين دختر ايرانی بود که که ضمن تحصيل موسيقی غربی در کنسرواتوارهای موسيقی بلژيک به تدريس نيز اشتغال داشت, ازدواج کرد.
در سال ۱۳۲۹ با خانواده عازم آمريکا شد و در دانشگاه کلمبيا در رشتهی ادبيات و نمايشنامهنويسی و صحنهآرايی به تحصيل پرداخت.
در سال ۱۳۳۵ به ايران بازگشت و ادارهی هنرهای دراماتيک و سپس دانشکده هنرهای دراماتيک را تاسيس و دو کتابخانهی مهم فرهنگی را نيز داير کرد.
از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۴ رياست اداره هنرهای دراماتيک و دانشکده هنرهای دراماتيک را بر عهده داشت. وی سالها به تدريس تاريخ ادبيات موسيقی علمی, زيباشناسی در موسيقی علمی, نقد و بررسی هنر و ادبيات نمايشی, فن بيان و نمايشنامهنويسی, کارگردانی و آواشناسی و تاريخ تآتر جهان مشغول بود.
از سال ۱۳۳۵ به تاليف و ترجمهی کتابها و نمايشنامههای متعددی پرداخت. از جمله آثاری که دکتر فروغ به فارسی برگردانده است بدين قرارند :
۱- پدر؛ آگوست استريندبرگ, نشر ابنسينا تهران۱۳۳۶.
۲- باغوحش شيشهای؛ تنسیويليامز, نشر معرفت و فرانکلين,تهران ۱۳۳۶.
۳- اشباح؛ هنريک ايبسن, بنگاه نشر و ترجمه, تهران ۱۳۳۹.
۴- خانهی ارواح؛ هنريک ايبسن, بنگاه نشر و ترجمه, تهران ۱۳۳۹.
۵- فن نمايشنامهنويسی؛ لاجوس اِگری, انتشارات زوار, تهران ۱۳۳۶.
۶- چگونه از موسيقی لذت ببريم؛ آرون کوپلند
۷- مردان موسيقی؛ والاس براکوی و هربرت وانيسک,
۸- شاهنامه و ادبيات دراماتيک؛ اداره کل نگارش وزارت فرهنگ و هنر, تهران ۱۳۵۴.
۹- قربانی دادن ابراهيم در تعزيه ايرانی, سازمان جشنوهنر (متن انگليسی).
۱۰- مديريت مجله نمايش؛(به همراه پرويز سلطانی), از انتشارات اداره هنرهای دراماتيک (هنرهای زيبای کشور), دوره دوم, تهران ۱۳۳۸
علاوه بر اينها دکتر فروغ نمايشنامههايی نيز نوشته است و همچنين آهنگهای فراوانی ساخته است که همگی آماده چاپ هستند.
فرزند ايشان دکتر علی (سيروس) فروغ که متبحر در نواختن ويلن کلاسيک است, هم اکنون در دانشگاه روزولتِ شيکاگو به تدريس اشتغال دارد.
پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۳۷۹
+
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط در انتظار تئاتر
|
(فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهند )
8 آبان روز جهانی کوروش هخامنشی خجسته باد


+
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط در انتظار تئاتر
|