X
تبلیغات
نیروانا تئاتر - از هر گوشه
با تئاتر دست دادم، با خودش خاک میشم

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1390ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

  امروز مفتخرم که آهنگ ( کوچه) که ترانه و خواننده آن دوست خوبم  " امیر شریفی"  امیدوارم از این آهنگ لذت ببرید و ما را از نظرات خود با خبر کنید.

                                           کوچه

 کوچه بی تو بی عبوره ... 

این کوچه  چه سوت و کوره...

اگه تو می خوای فراموشم کنی                               تو بزار  دوباره من ببینمت

واسه آخرین بار                                                   توی آغوش بزار بگیرمت

                                          اگه هنوزم میشناسی تو این صدا رو                 بیا برگردو ببین این رد پا رو

که میگه غبار غم رو دل نشسته                       بیا پاک کن این همه گرد و غبارو 

   این آهنگ رو قبلا رضایا به صورت زنده و با گیتار اجرا کرده بود که چیز جالبی نبود و حال اصل آهنگ از 

                                                               امیر شریفی

لینک دانلود:

 دانلود آهنگ کوچه امیر شریفی   

 

                 

+ نوشته شده در  جمعه 5 آذر1389ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

فتوای رهبر انقلاب درباره پناهندگی
سایت روزنامه جوان نوشت: مقام معظم رهبری در پاسخ به استفتائاتی در مورده پناهنده شدن، مطالبی را بیان کرده‌اند.

در پایگاه اطلاع رسانی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری آمده است:

س 1384: پناهندگى سیاسى به کشورهاى خارجى چه حکمى دارد؟ آیا جعل داستان غیرواقعى براى دستیابى به پناهندگى سیاسى، جایز است؟

پاسخ: پناهندگى سیاسى به دولت غیر مسلمان تا زمانى که مفسده‏اى بر آن مترتّب نشود، فى‏نفسه اشکال ندارد. ولى براى دست‌یابى به آن، توسل به دروغ و جعل چیزى که واقعیت ندارد، جایز نیست.

س 1385: آیا براى یک شخص مسلمان مهاجرت به کشورهاى غیراسلامى جایز است؟

پاسخ: اگر خوف انحراف از دین وجود نداشته باشد این کار اشکال ندارد و واجب است در آنجا بعد از رعایت احتیاط و مواظبت نسبت به دین ومذهب به مقدارى که توانایى دارد مبادرت به دفاع از اسلام و مسلمین نماید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

هديه ويژه مهران مديري به رئيس جمهور 
شنیده ایم که قهوه تلخی ها در افطار هنرمندان با رئیس جمهور سنگ تمام گذاشته اند. از مهران مدیری گرفته تا بازیگران و دست اندرکاران این مجموعه.

شاید حضور سرزده رحیم مشایی در سر صحنه قهوه تلخ مدیری بی تاثیر نبوده است.
مدیری مجموعه ای از  دی وی دی های سریال جدیدش را به رئیس جمهور هدیه کرده است.

 خواسته های هنرمندان هنر هفتم از احمدی نژاد هم طوماری بلند و بالا بوده است، از همسفری با وی در سفر نیویورک تا تمدید اقساط عقب مانده. 
تعدادی از هنرمندان در گفتگو با خبرنگار مشرق از برخورد گرم و بی تکلف رئیس جمهور با آنان اظهارشگفتی کردند.

    اصل ۳ خبر:

۱- حضور رحیم مشایی در سر صحنه فیلم برداری قهوه تلخ

۲- هدیه پک کامل سریال قهوه تلخ از طرف مهران مدیری به رئیس جمهور ( محمود احمدی نژاد)

۳- اختلاف مهران مدیری و صدا و سیما بر سر خرید و پخش سریال قهوه تلخ و اعلام اختلافات سیاسی        به عنوان علت این اختلاف و پخش سریال از شبکه خانگی.

در چنین بحبوحه اعلام خبرهای پیرامون حاشیه تولید و پخش سریال قهوه تلخ و فروش این سریال‌. کمی تجزیه و تحلیل ذهنی وقایع  درباره مهران مدیری که سابقه خوبی در مجیز گویی دارد گویی که در سربال نقطه چین و در قسمتی که قرار بود انتخابات اصناف برگزار شود به نوعی به تمسخر نمایندگان معترض رد صلاحیت مجلس ششم پرداخت و راضی به نظر می رسید. پس لطف کنید قهوه تلخ را به خاطر نزاع سیاسی میان مهران مدیری و صدا و سیما نخرید ! سپاسگزارم ! به هر حال ما مردمی هستیم که کمتر از حافظه تاریخی خودمون و تجزیه و تحلیل های ذهنی برای ارتباط مسایل به هم دیگه استفاده می کنیم.

   

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

خبرگزاري فارس: مرحوم آيت‌الله مجتهدي تهراني در شرح فرازهاي دعاي روز هجدهم ماه مبارك رمضان مي‌گويد: در دعا هر دو دستتان را بلند كنيد و هرچه مي توانيد دستان خود را بلند كنيد. در اين حالت خدا زودتر حاجت مي‌دهد !
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

 

برخلاف بیشتر برنامه های ورزشی شبکه های مختلف صدا و سیما ، برنامه تلویزیونی ۹۰ که دوشنبه شب ها از شبکه ۳ پخش می شود از پخش گفت و گوی انتقادی علی کریمی در پایان بازی استیل آذین مقابل تراکتورسازی ، منع شد.


عادل فردوسی پور ، تهیه کننده و مجری برنامه ۹۰ در هنگام پخش این برنامه توضیح داد که آیتم گفت و گوی کریمی آماده شده اما به دلایلی که او هم از آنها بی خبر است نباید در شبکه ۳ پخش شود.

فردوسی پور اشاره ای به دلایل نکرد با این حال او هوشمندانه تلاش کرد نشان دهد که مشکل به سیاستهای کلی سازمان صدا و سیما بر نمی گردد و تنها مختص شبکه ۳ است.

گفته می شود مصطفی آجورلو ‏، مدیرعامل باشگاه استیل آذین که کریمی بعد از بازی با تراکتورسازی غیر مستقیم او را مسبب مشکلات تیم معرفی کرد ، رابطه صمیمانه ای با غلامحسین آقازمانی ، مدیر ورزش شبکه ۳ و حسین زکایی ‏، دبیر شورای هماهنگی ورزش صدا و سیما دارد.زکایی یکی از معدود نفرات بانفوذ در شبکه ۳ است که در کنار مهدی هاشمی ‏، تهیه کنندگی بیشتر برنامه های ورزشی این شبکه را به عهده می گیرد.او و آقازمانی از دوستان نزدیک سعید آجورلو ، برادرزاده و مشاور عالی مدیرعامل استیل آذین هستند.

در پایان برنامه دیشب ۹۰ ، فردوسی پور بار دیگر ناراحتی اش را از مدیران شبکه ۳ با مخاطبان برنامه ۹۰ درمیان گذاشت.او گفت نه تنها اجازه نداده اند گفت و گوی کریمی را پخش کند ‏،که با اضافه کردن ۱۰ دقیقه به زمان برنامه اش هم مخالفت شده است.به همین دلیل و در حالی که هنوز دو بازی از بازیهای هفته هفتم لیگ و نیز گفت وگو با مهدی تاج نایب رئیس ‏، فدراسیون فوتبال پخش نشده بود ، فردوسی پور ۷ دقیقه پیش از پایان برنامه ، خداحافظی کرد.

پیش از خداحافظی اما او کار خودش را کرد.تقریبا همه حرفهای کریمی را که انتقاد غیرمستقیم از مدیریت استیل آذین بود ، تکرار کرد .

حالا دیگر اختلاف فردوسی پور با برخی مدیران شبکه ۳ آشکار شده است اختلافی که البته همیشه با حمایت علی اصغر پورمحمدی ، مدیرشبکه ۳ پایانی خوش برای تهیه کنده ۹۰ داشته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

دقایق پیش تیم محبوبم به فینال جام حذفی ۸۹-۸۸ رسید

عکس کمی قدیمی است اما به خاطر حضور الونگ و ساها گزاشتم بهترین خارجی های پرسپولیس در مدت حضورشون بودند. 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اردیبهشت1389ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

آقایا چپ  لنین عزیز تروتسکی جاودانه برخیزید سوسیالیستی می آید! منتها کمی اسلامی !

خاک بر سر ادمی که فاحشه مغزی باشه

برای چی برای احتیاج برای پول برای خرج و مخارج؟

                              انسان بهتره که بمیره تا به پستی اینطوری نیفته

آقای خمسه ! فارغ التحصیل پانتومیم فرانسه ! داور بیش از ۲۰ جشنواره کوچک و بزرگ! شما چرا؟

شما چرا به این خفت تن دادید ؟  باید جوابگوی تمام بچه های کوی دانشگاه باشید

آقای فتحعلی اویسی ! فارغ التحصیل هنرهای نمایشی دانشگاه کانزاس! شما چرا؟

و تمام بازیگرهای ریز و درشت دیگه   سحر ولد بیگی ُشهره لرستانی رضا رویگری سام درخشانی و هزاران و دیگر شما چرا

انسانیت و شخصیت انسان باید گاهی نوع بشر را به تفکر وادارد.   ژان پل سارتر

شما عزیزان تمام کسانی که از شما یاد شد . با تمام اطلاعات با تمام ادعای هنری آلت دست و عروسک خیمه شب بازی آدمی شدید که حتی اندازه مترسک هم شعور و درک هنری و اجتماعی نداره

شما ۱۰۰٪ فیلم نامه سزیال دار و ندار رو خونید؟  هیچ چیز شمارو به فکر نبرد؟

شوخی های کلامی از همان مکدل های شاهکارهای قبلی استاد ده نمکی ! 

تفکر رابین هود مآبانه دهه ۶۰ خورشیدی که تقریبا از مد افتاده یه جور سوسیالیسم اسلامی با چاشنی بد دهنی و   عجب    که حتی صدا و سیما بی در و پیکر هم دیگه نتونسته بود چشم پوشی کنه مجبور به استفاده از بوق سانسور (بییییییییییییییب) شده بود !

دوستان خواهشا بعد از خوندن مطلب کامنت نزارید که افراد عوض می شوند و این آقا حرفها و نقد هایی داره و از این دسته حرف های روزنامه های معتدل یخ کرده متمایل به جریان راست

لطفا قبول کنید که فاجعه اتفاق افتاده مرسی !

کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸ به خاک و خون کشیده شد توسط همین آقای ده نمکی و همفکرانش تا امروز ما به شاهکارهای ّقا بخندیم به قول معروف (۰ جوک میگه معترض تعبیر بشه) باشه شما هم خوشحال باش

اما اطمینان داشته باش  جامعه تا ابد پوپولیس و عوام زده  نمی مونه

و وای به روزی که آگاهی همه گیر شود ! وای ! 

این وضعیت عوض میشه عوض میشه من می دونم !

این وضعیت عوض میشه عوض میشه من می دونم !

+ نوشته شده در  شنبه 7 فروردین1389ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

 

همه رفتند کسی دوروبرم نیست ! 

درگذشتگان چهره‌های ادبی در سال ۸۸   

 

بیژن ترقی، رضا سیدحسینی، محمد حقوقی، مهدی آذریزدی، اسماعیل فصیح، عبدالحسین شریفیان، مهدی سحابی، محمود شاهرخی، هاراطون داویدیان، محمد ایوبی و محمد خوانساری چهره‌هایی هستند که در سال 88 با دنیای ما را بدرود گفتند. 


نوشتن گزارش مرگ شاعران، نویسندگان، مترجمان، پژوهشگران و مصححان یکی از غم‌انگیزترین گزارش‌هایی است که هر خبرنگار ادبی در پایان سال می‌نویسد. انگار وقتی اخبار را برای نوشتن این این گزارش جست‌وجو می‌کند، اضطراب لحظه‌هایی که خبر مرگ را انتشار می‌دهد، اظهار نظرها و پیام‌های تسلیت پس از مرگ، مراسم تشییع جنازه، مراسم خاکسپاری، مراسم ترحیم و اخباری که تا مدت‌ها از هنرمندان منتشر می‌شود، همه و همه به یکباره در ذهن تداعی می‌شوند و انبوه این مرگ‌ها آدم را به فکر وامی‌دارد.
امسال اما مرگ‌ چهره‌های حوزه‌ ادبیات نیز مثل شمارگان کتاب و فراوانی جوایز، از لحاظ کمی افزایش داشت. این همه موضوع نیست. وقتی نحوه درگذشت برخی از مؤلفان و مترجمان را در سال 88 می‌خوانیم در وهله اول شگفت‌زده می‌شویم و از خود می‌پرسیم که مگر می‌شود؟ آری، شده است. یکی بر اثر کهولت سن فوت می‌کند، یکی در جوانی؛ یکی بر اثر گازگرفتگی زندگی را بدرود می‌گوید و یکی در انزوا؛ یکی در تنهایی غربت جان می‌سپارد، یکی در عزلت خانه سالمندان. خبر مرگ برخی هم یک ماه بعد منتشر می‌شود و خبرنگاران به جای پیگیری اخبار مراسم تشییع، باید به فکر انتشار اخبار مجلس شب چهلم باشند.
در این گزارش، چهره‌های ادبی‌ای را مرور می‌کنیم که در سال 88 زندگی را وداع گفتند و ما را با آثارشان تنها گذاشتند.  

 

* بیژن ترقی بیژن ترقی‌ ترانه‌سرا و شاعر، پس از یک‌ دوره بیماری ساعت 2 بامداد پنجم اردیبهشت در منزل شخصی‌اش درگذشت.
ترقی 12 اسفند سال 1308 در تهران متولد شد. وی از سال 1335 همکاری خود را با رادیو آغاز کرد. ترانه «آتش کاروان» سروده او است.
از میان کتاب‌های ترقی می‌توان به «آتش کاروان» و «از پشت دیوارهای خاطره» اشاره کرد.
از تصنیف‌های او نیز می‌توان به «می‌زده شب چو ز می‌کده باز آیم»، «برگ خزان»، «به زمانی که محبت شده همچون افسانه»، «صبرم عطا کن»، «پشیمانم»، «مرا نفریبی»، «بهار نورسیده» و «به خاطر تو» اشاره کرد. 

  

* عزیز دولت‌آبادی 

 عزیز دولت‌آبادی از قدیمی‌ترین شعرای استان آذربایجان شرقی دهم اردیبهشت به دلیل سرطان فک در سن 87 سالگی درگذشت.
وی متولد 1301 و دارای آثاری چون «سخنوران آذربایجان» در دو جلد، «پارسی‌گویان قفقاز» در سه جلد، تصحیح «دیوان کمال الدین مسعود خجندی»، دیوان اشعاری به نام «تحفه درویش» و بیش از 40 مقتاله تحقیقی خارج از کشور است.
عزیز دولت‌آبادی کلید طلایی شهر تبریز را از شهردار این شهر دریافت و در سفر مقام معظم رهبری به این شهر، انگشتر ایشان را دریافت کرده است.
کشف مقبره‌الشعرای تبریز و قبرستان دو کمال قبل از انقلاب اسلامی نیز از دیگر کارهای وی بوده است.
پیکر این شاعر در مقبره‌الشعرا به خاک شپرده شد.   

 

* رضا سیدحسینی  

رضا سیدحسینی مترجم باسابقه کشور و خالق کتاب سترگ و تأثیرگذار «مکتب‌های ادبی» صبح روز یازدهم اردیبهشت در سن 83 سالگی بر اثر ذات‌الریه در بیمارستان ایران‌مهر درگذشت.
سیدحسینی روز 15 فروردین سال 88 برای سومین بار در یک سال گذشته بستری شد و اصل و منشأ این بیماری همان مشکل نخاعی سیدحسینی بود که برای آن مورد عمل جراحی هم قرار گرفت.
وی که متولد مهرماه 1305 بود، نزد کسانی چون پرویز ناتل خانلری و عبدالله توکل زبان فرانسه آموخت.
کتاب پژوهشی «مکتب‌های ادبی» و ترجمه آثاری از «کامو»، «سارتر» و بسیاری از چهره‌های شاخص ادبیات فرانسه در کارنامه این مترجم دیده می‌شود.
مرگ سیدحسینی از بزرگ‌ترین رویدادهای سال 88 و دهه 80 محسوب می‌شود. چراکه پس از درگذشت وی بسیاری از شخصیت‌های فرهنگی و هنری و سیاسی با گرایش‌های مختلف پیام تسلیت صادر کردند.
غلامعلی حداد عادل نیز در مجلس ترحیم وی خطاب به اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت که چرا شخصیتی مثل سیدحسینی باید عضو وابسته فرهنگستان باشد.
حداد عادل با بیان اینکه شخصیتی مثل سیدحسینی باید عضو پیوسته فرهنگستان می‌بود، اذعان کرد: ما جفا کردیم.   

 

* محمد امین ریاحی
محمد‌امین ریاحی استاد و مصحح متون ادبی صبح روز جمعه 25 اردیبهشت به دلیل کهولت سن در بیمارستان ایران‌مهر درگذشت.
وی که در سال 1302 در شهرستان خوی متولد شد سمت‌هایی چون عضویت هیأت مؤلفان لغتنامه دهخدا، مدیر ملی وزارت فرهنگ سابق، رایزنی فرهنگی ایران در کشور ترکیه، استادی دانشگاه آنکارا، دبیر کلی هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، استادی دانشگاه تهران، نیابت ریاست فرهنگستان ادب و هنر ایران، ریاست دانشکده هنرهای دراماتیک، ریاست بنیاد شاهنامه فردوسی (به مدت دو سال و پس از مجتبی مینوی) را بر عهده داشت و مدت کوتاهی نیز در کسوت وزیر آموزش و پرورش بود.
از فعالیت‌های مطبوعاتی او سردبیری هفته‌نامه مهرگان، مدیریت مجله کیهان فرهنگی و آموزش و پرورش و سیمرغ را باید نام برد. از وی اشعاری نیز به جا مانده است.
از آثار او می‌توان به «زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی»، «گلگشت در شعر و اندیشه حافظ»، «تاریخ خوی»، «کسایی مروزی- زندگی و اندیشه و شعر او»، «مجموعه مقالات- حاوی 50 مقاله تاریخی و ادبی» و «تاریخ روابط سیاسی ایران و عثمانی» اشاره کرد.
علاوه بر تألیف، تعدادی از متون کهن فارسی به تحقیق و تصحیح او به چاپ رسیده که از جمله آنها می‌توان «مرصاد العباد نجم الدین رازی»، «مفتاح المعاملات» قدیمی‌ترین متن ریاضی فارسی و همچنین «جهان نامه متن قدیم جغرافیایی» را نام برد.
سال گذشته در همایشی که با عنوان «شمس و مولانا» در شهرستان خوی برپا شد، از ریاحی به خاطر تحقیقاتش در زمینه شمس و مولانا تقدیر به عمل آمد.
ریاحی کسی بود که در کتابی ثابت کرد زادگاه شمس تبریزی در شهرستان خوی واقع شده است.   

 

* محمد حقوقی محمد حقوقی، شاعر و منتقد ادبی، به علت نارسایی‌های قلبی و کلیوی عصر هشتم تیر ماه در سن 72 سالگی و در یکی از بیمارستان‌های شهر اصفهان درگذشت.
او در سال 1316 در اصفهان متولد شده بود.
عمده آثار وی در نقد و معرفی شاعرانی نظیر نیما یوشیج، سهراب سپهری، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و فروغ فرخزاد است.   

 

* مهدی آذریزدی مهدی آذر یزدی نویسنده ادبیات کودک و خالق کتاب معروف «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» صبح پنج‌شنبه 18 تیر در سن 87 سالگی در بیمارستان آتیه درگذشت.
آذر یزدی که اواخر عمرش از بیماری عفونت ریه رنج می‌برد، در سال 1301 در محله‌ خرمشاه یزد متولد شده و مدتی را نیز در کرج زندگی کرده بود.
«قصه‌های تازه از کتاب‌های کهن»، «گربه‌ ناقلا»، «گربه‌ تنبل»، «مثنوی» (برای بچه‌ها)، «مجموعه‌ قصه‌های ساده» و تصحیح «مثنوی» مولوی (برای بزرگسالان) از آثار این نویسنده است، اما اغلب وی را با مجموعه «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» می‌شناسند که بازنویسی داستان‌های کهن برای کودکان است و تاکنون بارها تجدید چاپ شده است.
آذریزدی تا پایان عمرش ازدواج نکرد.
پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند.   

 

* اسماعیل فصیح
اسماعیل فصیح، نویسنده، عصر روز 26 تیر در سن 75 سالگی در بیمارستان شرکت نفت تهران درگذشت.
فصیح سال 1313 در محله قدیمی عودلاجان تهران به دنیا آمده بود.
این محله و ماجراهای خانوادگی نویسنده جای مهمی در شکل‌گیری داستان‌های او یافت.
او سال 1342 به استخدام شرکت ملی نفت ایران درآمد و تا سال 1359 استاد دانشکده نفت آبادان بود.
فصیح در اغلب داستان‌هایش به تاریخچه زندگی یک خانواده ایرانی با نام «آریان» پرداخت.
یکی از رمان‌های او با نام «زمستان 62» درباره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است.   

 

* محمد شیروانی
محمد شیروانی، نسخه‌شناس و فهرست‌نویس و مؤلف کتاب 5 جلدی «فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه وزیری» تیرماه سال 88 در سن 84 سالگی و در اثر بیماری کلیوی زندگی را بدرود گفت اما خبر مرگ وی در تاریخ 5 مرداد انتشار یافت.  

 

* محمد اسدی  

محمد اسدی، نویسنده، شاعر و ادیب شهر میامی صبح 16 مرداد بر اثر عارضه قلبی در سن 58 سالگی درگذشت.
نویسنده کتاب «نگاهی به میامی» در سال 1330 در میامی در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد.
اسدی با مطالعه آثار ادبی از سال 1362 به سرودن اشعار پرداخت و اشعار وی بیشتر در قالب غزل بود.
علاوه بر دوبیتی‌های آن مرحوم، اشعار محلی با گویش‌های میامی و شاهرودی از طبع‌آزمایی‌های آن مرحوم به یادگار مانده است.
مرحوم اسدی جزو نخستین کسانی بود که درباره شهر و زادگاه خود (میامی) به جمع‌آوری کتاب پرداخته است.
اسدی در حالی که در صدد جمع آوری کتاب دیگری در‌باره شهر میامی بود، درگذشت.   

 

* عبدالحسین شریفیان 

 عبدالحسین شریفیان، مترجم ادبی و داستان‌نویس، صبح 26 مرداد در سن 83 سالگی و بر اثر بیماری ریوی در بیمارستان کسری تهران درگذشت.
عبدالحسین شریفیان سال 1305 در بوشهر به دنیا آمد ولی سال‌های گذشته را در تهران ساکن بود.
وی در دهه 40 دو داستان «ارزش گربه ایرانی» و «مکتب ننه علی» را در «پیک دانشجو» در تهران به چاپ رساند.
شریفیان در شرکت نفت آبادان استخدام شد و پس از 4 ماه استعفا داد و به شیراز آمد و در رشته‌ ادبی مشغول به تحصیل شد.
وی طی حیات ادبی خود حدود 50 کتاب را ترجمه کرد و داستان‌هایی را به چاپ رساند.
«پایبندی‌های انسانی» اثر سارمرست موآم از معروف‌ترین ترجمه‌های اوست.  

 

* رزا منتظمی فاطمه بحرینی مشهور به رزا منتظمی، نویسنده کتاب مشهور «هنر آشپزی»، روز جمعه اول آبان در سن 87 سالگی در تهران درگذشت.
این کتاب برای نخستین بار در سال 1343 با 600 دستور غذایی منتشر شد.
چاپ چهل و یکم «هنر آشپزی» در دو جلد منتشر شده و بیش از 1700 غذای ایرانی و فرنگی را شامل می‌شود.
این کتاب یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های آشپزی در ایران بوده است.   

 

* مهدی سحابی  

مهدی سحابی مترجم ادبیات و نقاش ایرانی در سن 65 سالگی بر اثر ایست قلبی در غربت درگذشت.
او روز 18 آبان در فرانسه با زدنگی وداع کرد.
سحابی متولد 1323 در شهر قزوین بود و با ترجمه رمان «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» نوشته مارسل پروست به شهرت رسید.
ترجمه «مرگ قسطی» اثر لویی فردینان سلین و «مادام بواری» نوشته گوستاو فلوبر، از دیگر آثار معروف سحابی است.
او علاوه بر ترجمه و نقاشی، داستان‌هایی را نیز به چاپ رسانده است.
پیکر سحابی را از فرانسه به تهران منتقل کردند و در وطن به خاک سپردند.  

 

* محمود شاهرخی
محمود شاهرخی شاعر پیشکسوت انقلاب اسلامی، که 82 سال داشت، پس از دو روز کما صبح 24 آبان در بیمارستان عرفان درگذشت.
شاهرخی چند روز قبل از فوت برای انجام عمل جراحی روده به بیمارستان منتقل شد و پس از عمل به علت ایست قلبی و ضعف به کما رفت.
محمود شاهرخی که متولد 1306 بم بود، یکی از مشهورترین چهره‌های شعر آیینی پس از انقلاب به شمار می‌آید که سال‌ها، هم در شعر انقلاب و هم در شعر جنگ فعال بوده است.
از جمله آثار او می‌توان به «درسی را که از قرآن آموخته‌ام»، «در غبار کاروان»، «نسیم وصل»، «ز اشک پرس حکایت»، «امام علی (ع) روح بی‌نهایت»، «شمیمی از گلزار معرفت»، «امام حسین (ع) تجلی جلال و جمال»، «بر آستان جانان»، «کیمیای احسان» و «ترجیعات توحیدی» اشاره کرد.
او که از پیشگامان ادبیات انقلاب و آیینی محسوب می‌شد در سال‌های اخیر انزوا پیشه کرده بود و کمتر در محافل عمومی حضور می‌یافت.   

 

* سیدجلال فهیم هاشمی  

سیدجلال فهیم هاشمی، مدیر انتشارات روزبهان و ناشر آثار نادر ابراهیمی 72 ساله بود که در همین روز یعنی 24 آبان بر اثر نارسایی کبد در بیمارستان مهراد تهران درگذشت.
سیدجلال فهیم هاشمی، کار نشر را با فعالیت در انتشارات امیرکبیر آغاز کرد و در سال 1355 انتشارات روزبهان را تأسیس کرد.
او در این انتشارات، علاوه بر کتاب‌های نادر ابراهیمی، آثار صمد بهرنگی و خاطرات عبدالرحیم جعفری، مدیر سابق انتشارات امیرکبیر را به چاپ رساند.  

 

* هاراطون داویدیان
فرهنگستان زبان و ادب فارسی پس از 34 روز از درگذشت هاراطون داویدیان، یکی از اعضای شورای واژه‌گزینی این فرهنگستان، 24 آبان این خبر را منتشر کرد تا در یک روز صفحه ادبیات رسانه‌ها سومین خبر مرگ را اعلام کنند.
هاراطون داویدیان از استادان پیشکسوت روان‌پزشکی کشور، روز پنجشنبه، بیستم مهرماه سال جاری، درگذشته بود.
هاراطون داویدیان، به واسطه تسلط بر فرهنگ و زبان فارسی در سال 1382 بنا به دعوت فرهنگستان زبان و ادب فارسی به همکاری با گروه واژه گزینی، در حوزه‌های علوم پزشکی و روان‌پزشکی و روان‌شناسی پرداخت و فرهنگستان در طول این سال‌ها از خدمات او بهره جست.
وی به‌ عنوان یک دانش‌پژوه ایرانی و به ‌واسطه دستاوردهای علمی و پژوهشی فراوان، خدمات شایسته‌ای که به جامعه پزشکی، به ‌ویژه روان‌پزشکی عرضه داشته‌ بود و نیز حضور فعال در تأسیس و گسترش نهادهای آموزشی و علمی کشور و کسب امتیازات چشمگیر در سطح بین‌المللی، به پیشنهاد شورای علمی و تصویب مجمع عمومی از تاریخ 26 بهمن 1377 به مقام عضویت افتخاری فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران نائل شده‌ بود.  

 

* محمد ایوبی
محمد ایوبی، داستان‌نویس، شامگاه 19 دی در سن 67 سالگی و بر اثر ناراحتی قلبی در بیمارستان ابن‌سینای تهران درگذشت.
ایوبی که متولد سال 1321، در شهر اهواز بود، دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی بود و مدرک کارشناسی ارشد را در این رشته اخذ کرد.
ایوبی بازنشسته‌ آموزش و پرورش بود و آثاری را در زمینه ادبیات داستانی چون «گزیده‌ اشعار نیما یوشیج»، «راه شیری»، «جان شکر»، «مراثی بی‌پایان»، «پایی برای دویدن»، «شکفتن سنگ»، و سه‌گانه‌ «آواز طولانی جنوب» پدید آورد.
وی همچنین برای نگارش رمان «صورتک‌های تسلیم» نامزد دریافت دومین جایزه جلال آل‌احمد بود که این جایزه برگزیده‌ای نداشت.
پس از مرگ ایوبی، احمد بیگدلی برنده جایزه کتاب سال و دیگر نامزد جایزه جلال گفت کاش جایزه جلال به ایوبی می‌رسید.
ایوبی بیش از سیصد داستان کوتاه و مقاله در نشریات مختلف ادبی منتشر کرد.
برخی از داستان‌های ایوبی در دوران قبل از انقلاب نیز با سانسور و عدم اجازه انتشار ساواک مواجه شده بود.   

 

* خسرو فرشیدورد
خبر درگذشت خسرو فرشیدورد استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران هم در حالی در همین روز منتشر شد که او 10 روز قبل در خانه سالمندان «سرای سالمندان نیکان» در تنهایی و بیماری فوت کرد.
فرشیدورد از استادان پیشکسوت دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دارای شهرت جهانی است که دارای دیدگاه‌های ویژه در عرصه دستور زبان، نقد و تحقیقات ادبی بود.
مقالات و کتاب‌های فراوان و ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان‌شناسی و نقد ادبی و تحقیقات ادبی از وی برجای مانده است.
فرشیدورد چند سال قبل از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
وی مدتی را با بستگانش زندگی کرد و چندی پیش از مرگ به سرای سالمندان نیکان منتقل شد که در آنجا دار فانی را وداع گفت.
انجمن مفاخر فرهنگی یادنامه‌ای را در بزرگداشت این استاد به قلم کمال حاج سید جوادی منتشر کرده بود.   

 

* رضا رحیمی
رضا رحیمی شاعر، منتقد ادبی و پژوهشگر 19 بهمن بر اثر گازگرفتگی جان خود را از دست داد.
رضا رحیمی متولد 1343 در ارسنجان فارس بود و از سال 1365 کار ادبی را به صورت حرفه‌ای آغاز کرده بود.
او سال‌ها سابقه حضور در جبهه داشت و از جانبازان شیمیایی محسوب می‌شد.
دبیری جشنواره تئاتر کشور، همکاری با حوزه هنری و پایه‌گذاری مجله ادبی «کلبه» از جمله فعالیت‌های اوست.
اشعار رحیمی با موضوع دفاع مقدس در بسیاری از نشریات معتبر ادبی کشور به چاپ رسیده بود.
او طی سال‌های اخیر بیشتر وقت خود را صرف پژوهش چاپ‌نشده‌ای درباره زمینه‌های اجتماعی هنر در دوران قاجار کرده بود.
وی شب گذشته بر اثر نشت گاز در حمام جان خود را از دست داد.
پیکر او به شیراز منتقل و در ارسنجان تشییع و به خاک سپرده شد.   

 

* محسن ابراهیم
محسن ابراهیم مترجم ادبیات ایتالیایی و طراح صحنه بر اثر سکته قلبی در منزلش در سن 58 سالگی درگذشت.
او فعالیت عمده‌اش بر ادبیات ایتالیایی متمرکز بوده و داستان‌های زیادی از جمله آثار دینو بوتزاتی را به فارسی برگرداند.
ابراهیم که لیسانس طراحی صحنه نمایش را از ایتالیا دریافت کرده بود علاوه بر کار ترجمه به ماکت‌سازی و طراحی صحنه نمایش نیز اشتغال داشت.
این هنرمند و مترجم روز پنجشنبه 29 بهمن‌ماه دار فانی را وداع گفت.  

 

* محمد خوانساری
محمد خوانساری، عضو پیوسته‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد بازنشسته‌ دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در سن 88 سالگی در تهران درگذشت.
وی پس از یک دوره‌ بیماری، روز پنجشنبه، سیزدهم اسفندماه، دار فانی را وداع گفت.
او متولد سال 1300 در شهر اصفهان و دارای دکترای منطق و فلسفه بود که از سال 1369 به عضویت پیوسته‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد.
«صرف و نحو و اصول تجزیه و ترکیب»، «منطق صوری‌»، «مختارات من الادب الحدیث»‌، «فرهنگ اصطلاحات منطقی (به‌انضمام واژه‌نامه‌ فرانسه و انگلیسی‌)» برخی از آثار او هستند.  

با سپاس از http://www.4ironi.com 


 

درگذشتگان دیار موسیقی در سال 88  

امسال عرصه‌ی موسیقی جمعی از بزرگانش را از دست داد؛ پرویز مشکاتیان، فرامرز پایور، شهریار فریوسفی، فرمان بهبود و سیدغلامرضا دبیری، مصطفی گرگین‌زاده، محمدرضا مقدم راد، سیدمحمد نجم‌الدین، سیدمحمد میرفخرایی، رامیتن مجاهدنیا، سیدحسن شجاع مداحی، حسن یوف زمانی، هوشنگ زهتاب، حسین صبحدل و سیمین آقارضی درمنی.... جمعی از اهالی موسیقی بودند که در خاک آرمیدند.  

 

28 فروردین «استاد محمد حسین کیانی»، شاهنامه‌خوان شاخص و پیش‌کسوت منطقه قشقایی در 108 سالگی درگذشت.
کیانی در جشنواره موسیقی مقامی کرمان در سال 83 نیز به عنوان چهره شاخص جشنواره انتخاب شد و درفهرست 36 نفره برترین موسیقی‌دانان نواحی مطرح بود.  

 

و در خرداد ماه «قادر عبدالله زاده» معروف به «قال مه‌ره» از نوازندگان چیره‌دست شمشال کردستان از دنیا رفت. 

 

 15تیر ماه در روزهای داغ تابستان، درگذشت «شهریار فریوسفی» نوازنده‌ تار و سه‌تار،جامعه‌ی هنری را داغ‌دار کرد. او به علت عارضه قلبی پس از انتقال به بیمارستان «البرز» کرج از دنیا رفت.
فریوسفی متولد 1335بود و در طول زندگی هنری‌اش از حضور استادانی چون علی اکبر شهنازی،هوشنگ ظریف و جلیل شهناز بهره‌های فراوان برد. 

 

در  30 شهریور ماه خبر درگذشت «پرویز مشکاتیان» نوازنده‌ی مطرح سنتور جامعه‌ی هنری را بهت‌زده کرد.

او بر اثر ایست قلبی در منزلش از دنیا رفت. «پرویز مشکاتیان» متولد 24 اردیبهشت 1334 در نیشابور بود. او به عنوان یک آهنگساز، نوازنده سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر فعالیت بسیار موفقی در عرصه‌ی هنر کشور داشت.
تصنیف «دشتی»، «غم انگیز»، «آستان جانان»، «شیدایی»، «سرانداز»، «سرو ناز»، «بیداد»، «کرد بیات»، «رزم مشترک»، «وطن»، «ایرانی»، «چوپانی پیروزی»، «طلوع»،‌ «جان جهان»، «سرکش»،«دل انگیزان»، «گلنوش»، «صبح است ساقیا»، «چکاد»، «افسرده حال»، «شکر و شکایت»، از جمله آثار ماندگار اوست که با صدای شهرام ناظری، محمدرضا شجریان و... ثبت شده‌اند. 

 

اواخر تیرماه محمدرضا کاکاوندی یکی از اعضای کانون سازندگان ساز در سانحه هوایی هواپیمایی کاسپین جان باخت.

محمدرضا کاکاوندی سازنده ساز کمانچه یکی از قربانیان سانحه هوایی بود که در تیرماه سال 1350 در خرم آباد متولد شد.
او در سال 1367 فعالیت هنری خود را در زمینه ساخت آلات موسیقی در رشته کمانچه‌سازی آغاز کرد. بعد از فارغ التحصیلی در رشته مکانیک کار خود را بصورت حرفه‌ای از سر گرفت تا اینکه توانست در سال 1382 در هجدهمین جشنواره موسیقی فجر در بین نوازندگان و سازندگان کمانچه، ساز خود را به عنوان یک کمانچه برگزیده مطرح کند و لوح افتخار را به کار خود اختصاص دهد. 

 

مرداد ماه؛ «حسن یوسف زمانی» آهنگساز برجسته که حدود 12 سال پیش به کانادا عزیمت کرده بود؛از دنیا رفت.
مرحوم یوسف زمانی بیش از 400اثر با کلام و بی‌کلام و با همکاری نوازندگان و خوانندگان مختلف( از جمله محمدرضا شجریان و نادر گلچین) ساخته است که بسیاری از آنها جزو آثار ماندگار موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. 

 

شهریورماه هم سید غلامرضا دبیری ـ نوازنده ترومبون و پیانوـ و فرخ حدادی ـ نوازنده تارـ را از جامعه‌ی موسیقی ایران گرفت.
سید غلامرضا دبیری متولد اردیبهشت 1311 از فارغ التحصیلان هنرستان عالی موسیقی و نوازنده سازهای بادی بود که سال‌ها در ارکستر سمفونیک تهران عضویت داشت.
فرخ حدادی متولد 1317 شهرستان کرمانشاه از 16 سالگی در رادیو ایران به تکنوازی تار پرداخت؛ وی همچنین مقامات تنبور را نزد استادانی همچون نور علی الهی و درویش امیر حیاتی فراگرفته ودر نوازندگی تنبور صاحب سبک بود. 

 

مصطفی گرگین‌زاده موسیقیدان پیشکسوت روز 14 مهر در بیمارستانی در تهران از دنیا رفت.
گرگین زاده متولد سال 1301 در یکی از محله‌های قدیمی تهران و کارمند بازنشسته راه آهن بود که آموزش‌موسیقی را در مدرسه موزیک نظام نزد استادانی چون غلامحسین مین باشیان ، سروان داود نجمی و ایروانی اعظم شروع کرد. 

 

آذر ماه با درگذشت «فرامرز پایور» آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی برجسته سنتور ایرانی در سن 77 سالگی همراه شد.
این هنرمند موسیقی متولد 1311 در تهران است و از سال 1328 تحت تعلیم ابوالحسن صبا قرار گرفت و پس از شش سال، موفق به فراگیری دوره‌ی کامل ردیف موسیقی ایرانی (روی سنتور) و دریافت تقدیرنامه‌ای از صبا شد.
گردآوری، تنظیم و ارائه‌ی آثار هنرمندان قدیمی موسیقی ایران مانند: درویش‌خان، عارف قزوینی، مرتضی‌نی‌داوود، عبدالله دوامی، علی‌اکبر شیدا و ... بخشی از فعالیت‌های گسترده‌ی اوست. 

 

و حوالی همین روزهای آذر ماه؛ «شیخ‌محمد بیابان‌گرد» پیشکسوت موسیقی مقامی خراسان شمالی از دنیا رفت.
شیخ‌محمد از زمان کودکی هنر نواختن موسیقی مقامی را از پدرش آموخت و در مجالس متعددی به اجرای موسیقی می‌پرداخت، در اکثر سازها مهارت کافی داشت و در نواختن سازهایی مانند سورنا، دهل، کمانچه، دوتار و بخصوص قوشمه از تسلط کافی برخوردار بود.
وی دارای مقامهای زیادی در جشنواره‌های شهرستانی، استانی و کشوری بود و در سن 83 سالگی بر اثر بیماری از دنیا رفت. 

 

دوشنبه 21 دی ماه «سیمین آقا رضی» نوازنده پیشکسوت ساز قانون پس از یک دوره بیماری درگذشت.
این نوازنده قدیمی قانون متولد سال 1317 در تهران بود و سهم بسزایی در نشر و گسترش این ساز مهجور داشت.
وی با ارکسترهای مختلفی از جمله ارکستر مرحوم خالقی همکاری داشته و در تهیه آلبوم‌های متعدد با صدای خوانندگان مختلفی همکاری کرده بود. یکی از آخرین کارهای آقارضی همکاری در ساخت موسیقی فیلم روز واقعه اثر مجید انتظامی بود.  

 

علی اکبر مهدی پور دهکردی
در بهمن ماه «علی اکبر مهدی پور» دهکردی نوازنده برجسته‌ی سرنا از دنیا رفت.
استادعلی اکبرمهدی پورسال 1314 در خانواده‌ای از ایل بختیاری به دنیا آمد و نواختن سرنا، کرنا ، کمانچه را در میان خانواده خود آموخت؛ او درکنار سرنانوازی گاهی به ضرورت دهل نیز می‌نواخت و به تکنیک‌های موسیقی آوازی ایل بختیار آشنایی داشت و به واسطه همین آشنایی بود که در موسیقی تیتراژ سریال روزی روزگاری به آهنگسازی فرهاد فخرالدینی و به کارگردانی امرالله احمدجو سرنا نواخته است.  

 

در اسفند ماه زمانی که تنها دو روز از واپسین ماه سال گذشته بود، «ملاکمال‌خان هوت» خواننده و موسیقی‌شناس بزرگ سیستان‌وبلوچستان در سن 68 سالگی به دلیل ضعف جسمی در شهرستان «چابهار» از دنیا رفت.

ملا کمال‌خان به سبک پهلوانی می‌خواند و آثار او از اصیل‏ترین و قدیمی‏ترین گونه‏های موسیقی بلوچی محسوب می‌شود و اعتبار و ارزش بسیاری نزد بلوچ‏ها دارد؛ دوران کودکی او در روستا و آزادانه دردل طبیعت به مکاشفه محیط و بازی گذشت. او در نوجوانی متوجه علاقه وگرایش خود به موسیقی وشعر شد؛ شعرها وملودی‌ها را به خاطر می‌سپرد و می‌خواند.
گفته می‌شود: کمال خان از محبوبیت و معروفیت زیادی در بلوچستان برخوردار است، تا ‌آنجا که برخی از موسیقی‌دوستان خود را مرید کمال خان می‌دانند و در بیشتر خانه‌ها آثاری ازاجراهای استاد وجود دارد. 


و اسفند ماه «تهمورث کشکولی» خواننده برجسته موسیقی محلی قشقایی بر اثر ایست قلبی در شیراز درگذشت.

تهمورث کشکولی 22 بهمن 1316 در روستای برشنه از توابع سپیدان واقع در 60 کیلومتری شیراز و در طایفه کشکولی از ایل قشقایی متولد شد.
کشکولی وسعت صدایی منحصر به فردی داشت و تنها کسی بود که همراه با ساز سرنا و در گام‌های بالای این ساز توانایی اجرای آواز داشت که در نوع خود بسیار عجیب بود. او همچنین در خوانندگی لری نیز از توانایی ویژه ای برخوردار بود. 

 

«فرمان بهبود»  

نوازنده و مدرس پیشکسوت پیانو نیز اسفند ماه از دنیا رفت.
او از موسیقی‌دانان کشور و از فارغ التحصیلان هنرستان عالی موسیقی بود که سال‌ها در محضر «امانوئل ملیک اصلانیان» و خانم «اقلیا کمباجیان» آموزش دیده بود.

فرمان بهبود سال‌ها ضمن تدریس پیانو به عنوان نوازنده پیانو با هنرستان عالی موسیقی ملی و کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان تلویزیون همکاری داشت؛ او همچنین با گروه‌های آواز جمعی (کر) مانند کر تهران به رهبری «ئولین باغچه بان»، کر کودکان و نوجوانان کارگاه موسیقی و اجرای کنسرت‌های متعدد با گروه‌های مختلف در تالار رودکی و...همکاری داشت. 

 

«استاد حسان اگزار چنانی‌زاده»  

نوازنده چیره‌دست و حماسه‌خوان پرآوازه دو روز پس از نواختن در بیست‌وپنجمین جشنواره‌ی موسیقی فجر درگذشت. 

استاد حسان اگزار چنانی‌زاده متولد روستای میثم ثمار منطقه شاوور خوزستان بود که تا پایان عمر همان جا سکونت داشت. او از 12 سالگی به خوانندگی و نوازندگی روی آورد که در واژگانی بومی به آن «شاعری» می‌گویند. او بیت‌خوان حماسی خوی و بیت خوان آل‌الله است و هنر شاعری در خانواده آنان موروثی است. 

 

چنانی‌زاده نزد بزرگانی نظیر «اکران شروبه» که سبک خواندن در خوزستان را تغییر داد آموزش دید. و هم به « بیت‌ها» و هم به «سطور» آشنایی کامل داشت. 

 

همچنین هنرمند فرزانه و نوازنده چیره‌دست کمانچه «استاد ولی رحیمی» هم در سال 88 درگذشت. کسی که مهارت او در نوازندگی باعث شد تا کیهان کلهر به دیارش سفر کرده و مدت ها در خانه اش بماند تا بتواند از تکنیک های نوازندگی او بهره لازم را ببرد.   

 

محمد رضا صابر
محمد رضا صابر عضو پیوسته کانون صدابرداران خانه موسیقی بیستم دی ماه سال 88درگذشت. محمد رضا صابر هنرمندی ارزشمند در عرصه صدا و موسیقی بود که بسیاری از موسیقیدانان و خوانندگان از هنر ضبط و میکس او بهره برده اند.
زنده یاد صابر در سال ۱۳۳۰ در کرمانشاه دیده به جهان گشود و در صدا و سیما، استودیو بل ، استودیو پژواک ،  استودیو چکاوک ، استودیو مدرن و...فعالیت داشت.   

 

اقدس خاورى 

که او را با نام هنرى «خاطره پروانه» مى شناسیم، در سال ۱۳۰۸ (۱۹۲۹) در تهران و در خانواده‌اى اهل هنر زاده شد. مادر او، پروانه، خواننده معروف سال‌هاى نخستین قرن جارى بود که علاوه بر صداى خوش غمگنانه‌اى که داشت، با «نواختن» نیز بیگانه نبود. ویولن را از «حسین خان اسماعیل زاده» و سه تار را از «رضاقلى خان نوروزى» آموخته بود. او پس از آشنائى با «حبیب سماعى»( استاد سنتور) با چم و خم این ساز نیز آشنا شده بود. پروانه شوربختانه در جوانى به بیمارى سل درگذشت و خاطره‌ی دو ـ سه ساله را تنها گذاشت. «خاطره» مى‌گوید؛ نخستین بار با موسیقى از طریق صفحات آواز مادر آشنا شده است. خاطره پروانه که از سال گذشته به دلیل شکستگی استخوان پا در بستر بیماری به سر می‌برد، پس از تحمل هشت ماه بیماری، ساعت ۴:۳۰ بامداد روز چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷ در سن ۷۹ سالگی در منزل خود بر اثر ایست قلبی درگذشت.  

 

  حجت الله البرزی 

حجت الله البرزی عضو پیوسته کانون نوازندگان سنتی خانه موسیقی و نوازنده تمبک بیست و ششم آبان ماه دار فانی را وداع گفت.
وی بزرگ خاندان البرزی بود و  از نوازندگان با سابقه حوزه موسیقی ایرانی به شمار می آمد.  

 

غلامعلی لیاقتی
دکتر غلامعلی لیاقتی بنیانگذار علم آکوستیک در دانشگاهها و مراکز فرهنگی ایران ششم شهریور ماه سال 88 در هشتاد و یک سالگی دار فانی را وداع گفت.
او که به پدرعلم آکوستیک معروف است، پاییز سال 1307 در تهران و در خانواده ای از اهالی آذربایجان متولد شد.سال 1333 با اخذ درجه لیسانس در مهندسی برق رتبه اول را از هنر سرای عالی دانشگاه امیر کبیر کسب کرد و با اخذ درجه فوق لیسانس مخابرات از دانشگاه کالسروهه موفق شد سال 1341 زیر نظر پروفسور مانکه با ارایه رساله الکتروآکوستیک در مورد اندازه گیری و تحقیق در میدانهای صوتی به درجه دکترا نایل شده و بعد به عنوان استاد بنیانگذار علم آکوستیک در دانشگاهها و مراکز فرهنگی در تهران مشغول به کار شود.
آموزش و تدریس آکوستیک و علوم مرتبط با صوت و مخابرات در دانشگاههای  پلی تکنیک، خواجه نصیر، علم و صنعت، تهران و...همکاری در برگزاری همایشهای تخصصی آکوستیک در معماری، طراحی دهها تالار و سالن آکوستیک، نگارش صدها مقاله تخصصی و... از جمله فعالیتهای دکتر لیاقتی بود.

با سپاس از ایسنا و http://www.iranhmusic.com


 


 

 

 

سینمای ایران در سال 88، شاهد درگذشت بسیاری از هنرمندان لین عرصه بود که از جمله انان می توان به بزرگانی همچون سیف الله داد، نیکو خردمند و عباس شباویز اشاره کرد. سال 88 برای سینما و تلویزیون ایران با درگذشت 13 هنرمند بسیار تلخ بود. ابتدای سال 88 با درگذشت یکی از هنرمندان تلویزیونی آغاز شد و خالق تئاتر عروسکی هادی و هدا دار فانی را وداع گفت.   

 

اردشیر کشاورزی سوم فروردین در سن 63 سالگی بر اثر سرطان ریه از دنیا رفت.
«هادی و هدی»، «علی‌بابا و چهل دزد بغداد»، «حسنی و لوبیای سحرآمیز»، «حادثه در شهر عروسکها» و نمایش‌های عروسکی دیگر از جمله کارهای ماندگاری این هنرمند فقید کشورمان بود که از وی برجای مانده است. 
کشاورزی در عرصه تئاتر حرف های بسیاری برای گفتن داشت. وی در سالهای اولیه راه‌اندازی جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی دبیر این جشنواره شد و به عنوان نویسنده تئاتر عروسکی کانون سفرهای متعددی به لهستان، چک‌اسلواکی و مسکو داشت.
او همچنین اولین عضو یونیمای جهانی در ایران محسوب می‌شود.
کشاورزی در طول فعالیت در کانون به عنوان دستیار «دان لافون» در اجرای نمایشهای مطرح چون«ترب»، «خورشید خانم»، «علی‌بابا» و «چهل دزد بغداد» حضور داشت و در کارنامه کاری خود کارگردانی مجموعه‌های تلویزیونی عروسکی چون «کرم شب تاب»، «بزبزقندی»، «سنجاب آشپز»، «میشه و نمیشه»، «هادی وهدی»، «سرزمین خوشبختی»، «آقای ارتباطی» دارد.  

 

ابدیت برای پیمان ابدی
درگذشت پیمان ابدی بدلکار حرفه ای سینمای ایران که از دست اندرکاران بدلکاری در سریال کبری 11 نیز محسوب می شد بر سر فیلمبرداری تله فیلم چشمهای نامحسوس از جمله اتفاقات تلخ سینمای ایران بود.
او برای خلق صحنه ای که نمایانگر به آتش کشیده شدن یک اتوبوس و به گفته اش، بدعت گذاری در عرصه جلوه های ویژه بود در این اثر سینمایی از دنیا رفت. 

 

هوشمند دومین هنرمند فقید اردیبهشت
فرخ لقا هوشمند دیگر هنرمندی بود که در 22 اردیبهشت ماه در سن 72 دار فانی را وداع گفت. این بازیگر قدیمی که سابقه حضور در تئاترهای گیلان را دارد، بیش از 40 سال در سینما و تلویزیون فعالیت کرد. او را در دهه 60 در فیلم‌ها و مجموعه‌های مختلف در نقش مادربزرگ‌های شیرین و بذله‌گو می‌دیدیم. طنزی که در رفتار و بازی هوشمند وجود داشت از این بازیگر شخصیتی دوست داشتنی می‌ساخت.
هوشمند از تئاتر به سینما آمد و از سال 1336 با بازی در فیلم سینمایی "نردبان ترقی" سینما را تجربه کرد. فعالیت در سینما حضور او را در تئاتر کمرنگ کرد. "شب قوزی"، "شکار خاموش"، "افسانه آه"، "مسافران"، "همسر"، "شراره"، "کلاه‌قرمزی و پسرخاله" ،"الو الو من جوجو‌ام" و "سفر" از فیلم‌های این بازیگر است که بیش از 70 فیلم سینمایی در کارنامه دارد. 

 

درگذشت پروین سلیمانی
پروین سلیمانی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران نیز یکی دیگر از هنرمندانی بود که در 11 خردادماه امسال در سن 87 سالگی دار فانی را وداع گفت.
وی 60 سال در عرصه سینما و تئاتر فعالیت داشته و از جمله آثاری که به‌عنوان بازیگر در آنها نقش داشته می‌توان به هنرپیشه، آخرین خون، هدف، حالا چه شود، سفر به خیر، آقای شانس، طالع سعد، دیدار در استانبول، آن سوی آتش، زائر خلف، سمندر، شبح کژدم، بگذار زندگی کنم، سرب، سیمرغ، برهوت، زمان از دست رفته افسانه آه، ابلیس، دیگه چه خبر؟، گل ‌ها و گلوله‌ها، گریز، مستاجر، محبوبه ، شب روباه ، سلطان و پنجه در خاک اشاره کرد. 

 

غم بی دادی برای سینمای ایران
سیف الله داد کارگردان و مدیر سینمایی کشورمان از دیگر سینماگرانی بود که در سال 88 اهالی این هنر در کشور را سیاه پوش کرد.
این کارگردان سینما که مدت ها با بیماری دست و پنجه نرم می کرد سرانجام در 6 مردادماه در سن 54 سالگی درگذشت.
وی متولد 1334 خرمشهر بود و فارغ‌التحصیل رشته جامعه‌شناسی از دانشگاه شیراز (1358، عضو شورای بررسی فیلم‌نامه و گروه فیلم شبکه یک سیما (1362) و بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از موسسان سازمان سینمایی سینافیلم، رییس هیات‌مدیره خانه سینما در سال‌های 1374 تا 1376 بود.
سیف‌الله داد به عنوان معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال‌های 1376 تا 1379 فعال بود.
این کارگردان سینما فعالیت خود در سینما را با کارگردانی فیلم «زیر باران»  1364 آغاز کرد و سپس به ترتیب در فیلم‌های «گره» فیلم‌نامه‌نویس، «بازمانده» کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تدوینگر و «فرزندم بزرگ شده» فیلم‌بردار، «گره» یوسف سیدمهدوی فیلم‌نامه‌نویس و «کانی‌ مانگا» 1365فیلم نامه نویس، بود. او تدوین فیلم‌های «بچه‌های طلاق» تهمینه میلانی، «ابلیس» احمدرضا درویش، «در مسلخ عشق» کمال تبریزی، «عملیات کرکوک» جمال شورجه، «هور در آتش» عزیزالله حمیدنژاد را عهده دار بوده و به عنوان مجری طرح با ابراهیم حاتمی‌کیا در فیلم از کرخه تا راین نیز همکاری داشته است. 

 

آبان سیاه برای سینمای ایران با درگذشت رسام
آبان سال 88 برای سینمای ایران سال خوبی نبود. خبردرگذشت مسعود رسام کارگردان سریال خانه سبز در 10 آبان ماه امسال اهالی سینما و تلویزیون را در غم و اندوه فرو برد.
وی متولد 1336 تهران و فارغ‌التحصیل کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما (دانشکده صدا و سیما) بود.
وی فعالیت هنری‌اش را از سال 1358 در تلویزیون با تهیه‌کنندگی و کارگردانی فیلم‌های کوتاه، تئاتر و سریال آغاز کرد.
از رسام، علاوه بر خانه سبز، سریال‌های ماندگاری چون «بزرگ مرد کوچک»، «دریایی‌ها»، «همسران»،«مروارید سرخ»، «چاق و لاغر» و فیلم‌های «سیندرلا» و «علی وغول جنگل» نیز به یادگار مانده ‌است. آخرین اثر وی، سریال «غیرمحرمانه» بود که آن را برای شبکه تهران ساخت.

 

درگذشت یک تهیه کننده تلویزیون
محمد رضایی تهیه کننده تلویزیون نیز از دیگر متوفیان آبان ماه امسال بود که در یک سانحه‌ی رانندگی که بر اثر ریزش دیواره‌ی جاده در نزدیکی حرم امام‌زاده داوود (ع) رخ داد، جان‌ به ‌جان‌آفرین تسلیم کرد.
وی تهیه کنندگی سریال‌هایی همچون «ما چند نفر» و «اگر بابام زنده بود» و کارگردان برنامه‌های «ایران‌زمین» و «روضه‌ی رضوان» را برعهده داشت.  

 

 درگذشت بازیگر پیشکسوت سینما
محسن آراسته از دیگر هنرمند سینمایی تلویزیونی بود که در 17 آبان ماه دار فانی را وداع گفت. این بازیگر پیشکسوت در 117 اثر سینمایی که اغلب در نقش های منفی بود بازی کرد.  

 

امیر قویدل به ایستگاه پایانی رسید
درگذشت امیر قویدل کارگردان آثاری چون ترن در 19 آبان در سن 62 سالگی درگذشت تا سینمای ایران فقدان بزرگان خود را بیش از بیش احساس کند.
فیلم‌های بار هستی، رخساره، بندر مه آلود، گالان، دل نمک، ترن، سردار جنگل، میرزا کوچک خان، برنج خونین و خونبارش از جمله آثار سینمایی این کارگردان فقید سینمای ایران است.  قویدل دستیار ساموئل خاجیکیان کارگردان فقید سینمای ایران بوده و کار سینما را با فیلم مرگ در بهاران به کارگردانی وی آغاز کرده است. 

 

جمشید لایق و سفر ابدی
جمشید لایق بازیگر مشهور تئاتر و تلویزیون که با بازی ماندگار در سریالهای سلطان و شبان و سربداران در اذهان مخاطبان باقی مانده در 21 آبان امسال در سن 78 سالگی درگذشت.
جمشید لایق، در سال 1310 در یکی از محله های قدیمی تهران متولد شد. او بعد از گرفتن دیپلم ادبی و دیپلم هنرستان هنرپیشگی در سال 1332 با گروه هنر ملی آشنا شد و سال (1334- 1333) دوره ی بازیگری و کارگردانی را زیر نظر یک استاد تئاتر در آمریکا گذراند و در سال 1338 به استخدام اداره ی هنرهای دراماتیک درآمد. او در سال 1353 برای دریافت لیسانس درام شناسی، کارگردانی و بازیگری از دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد. در پی اجراهای داخلی نمایشنامه هایش به خارج از کشور نیز بارها دعوت شد و در کشورهای مختلف با گروه های مختلفی که کار می کرد به هنرنمایی پرداخت. او در کنار بازیگری و کارگردانی به تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی نیز پرداخت و همچنین موفق به کسب درجه دکترای هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردید. 

 

مرگ تهیه کننده فیلم قیصر
عباس شباویز تهیه کننده فیلم قیصر نیز از دیگر متوفیان سال 88 بود که در سن 80 سالگی درگذشت.
وی فعالیت هنری‌اش را از سال 1328 با بازی در تئاتر آغاز کرد و از سال 36 با مدیریت تولید فیلم «مردی که رنج می‌برد» وارد سینما شد و دراین حوزه به عنوان مدیرتولید، بازیگر و کارگردان فعالیتش را ادامه داد.
شباویز سال 45 استودیو «آریانا فیلم» را تاسیس کرد که با پایه‌گذاری‌ این شرکت سنگ‌بنای ساخت فیلم‌های متفاوتی در سینمای ایران هم‌چون «قیصر» و «خداحافظ رفیق» را بنا نهاد و شرایط ورود جوانانی چون «مسعود کیمیایی»، «عباس کیارستمی» و «امیر نادری» را به سینمای ایران فراهم کرد.  

 

 درگذشت مادربزرگ سینمای ایران
نیکو خردمند بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون در 26 آبان در 77 سالگی درگذشت تا اینگونه عرصه فرهنگ و هنر ایران یکی از بزرگان خود را از دست بدهد.
نیکو خردمند متولد 1311 در تهران است و فعالیت هنری‌اش را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد و از سال 1339نیز در دوبله مشغول بوده است.
وی کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقش آفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.
این بازیگرهمچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شده است.
نیکو خردمند در سال‌های اخیر در فیلم‌های "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند می‌گیری گریه کنی" بازی کرد.
وی همچنین با بازی در سریال های آوای فاخته و دزدان مادربزرگ در دهه 70، بیش از پیش در میان مردم شناخته شد. وی در آخرین گفت وگوی خود از عدم رسیدگی به پیشکسوتان انتقاد کرد.   

 

اما خرداد ۸۸ برای جامعه دوبله ایران ماه خوبی نبود و با ازدست رفتن فاطمه ابولقاسم تبریزی(مهین بزرگی)، جامعه دوبله؛ یکی از بهترین دوبلوران خود را ازدست داد.  

مهین بزرگی که در ۲۳ خرداد سال ۸۸ درگذشت؛ فعالیت خود در دوبله را از سال ۱۳۳۵ آغاز کرد و دوبله بسیار از آثار سینمایی و تلویزونی را انجام داده بود.  

 

مهدی اباسلط(کارگردان جوان سینمای ایران) نیز هنرمندی بود که در مرداد سال ۸۸ درگذشت. اباسلط که متولد ۲۸ آذرماه سال ۱۳۶۰ و دانش‌آموخته‌ سینما بود؛ به تازگی نمایشنامه «سادگی منو ببخش کیارستمی» را به چاپ رسانده بود و فیلم‌های خنگ‌آباد، بچه‌های خیابان و مسعود کیمیایی عاشق را در کارنامه داشت. مراسم تییع پیکر مهدی اباسلط ازجمله مراسم‌هایی بود که به دلیل عدم اطلاع‌رسانی صحیح؛ بسیار مختصر برگزار شد.  وی در عرصه ساخت فیلم کوتاه فعالیت های بسیاری داشت و «خنگ‌آباد» و «مسعود کیمیایی عاشق» از جمله اثار وی بود.  

 

سینمای ایران امسال بسیاری از بزرگان خود را از دست داده است اما نکته ای که در این میان مهم به نظر می رسد رسیدگی به پیشکسوتان عرصه سینما و تلویزیون است. تهیه محلی مشخص برای حضور پیشکسوتان در کنار یکدیگر برای تبادل نظر و باخبرشدن از احوال هم، بیمه و حقوق ماهیانه از مهمترین نیازهای پیشکسوتان است. در این راستا فعالیت هایی از سوی انجمن بازیگران سینمای ایران و سینماگرانی همچون شهره لرستاین انجام شد که متاسفانه مسکوت ماند و امید انکه در سال 89 برای این معضلات راه حلی اندیشیده شود.

 

با سپاس از http://faghiraneh.blogfa.com 


                   درگذشتگان هنرهای تجسمی

 

در بخش هنرهای تجسمی نیز هنرمندانی همچون منصور خاکسار، نورالدین فریور، آیت‌الله نجومی، بهجت صدر، بهمن جلالی، سید ابوطالب امام، پرویز ملکی، محمدامین میرفندرسکی و محسن ابراهیم درگذشتند. 


 

نوشدارویی پس از مرگ سهراب  

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مراسم کاشت درخت به‌یاد هنرمندان درگذشته با عنوان «سپیدارهای آسمانی» در حضور شهردار تهران، حسن بیادی عضو شورای اسلامی شهر تهران، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری و خانواده هنرمندان ـ 20 اسفندماه ـ در بوستان گفتگو برگزار شد!!!! 

 


پی نوشت :  


- گردآوری و تدوین اسامی و مشخصات درگذشتگان عرصه  فرهنگ و هنر و ادبیات از میان سایتهای متعدد اینترنتی این سوال را در ذهن حقیر بعنوان یک ایرانی دوستدار فرهنگ و هنر تداعی می کند که چرا نباید مرکزی برای ثبت رخدادها و وقایع اینچننی داشته باشیم ( مانند سایر دول دنیا).حتی در پرتال رسمی ایران IRAN.IR  نیز چیزی نمی توان یافت.چه بسیار هنرمندان گمنام سفر کرده دیگری که دراین فهرست جایی ندارند.تقدیرها و بزرگداشت های پس از مرگ عده ای قلیلی از هنرمندان در گذشته چه فایده ای دارد؟ براستی وظیفه وزارت عریض و طویل فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیمای ملی !!! ما چیست؟ بسیاری از همین هنرمندان تا وقتی در قید حیات بودند کسی سراغشان را نگرفت وحال که دستشان از دنیا کوتاه شده است نیز کسی به فکر آنان نیست؟ چه بسیار از آنان که در گوشه ای از خانه های سالمندان پرواز را به انتظار می کشند.!!!  جهت شادی روحشان فاتحه ای نثار شان کنیم. 

+ نوشته شده در  شنبه 7 فروردین1389ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

یک هیچ ِادکلن زده با موی فرفری

شاید وکیل پایه یک دادگستری

دارد دفاع می کند از دختری که نیست

اسمش «پری» ... نه! از همه جنبه ها پری!!

از یک نگاه ساده و معصوم مثل گرگ

یک مشت موی سرزده از زیر روسری

از دختری که گفته به این هیچ! عاشقست

از دختری که رفته ، با مرد دیگری

لیلای قصّه خط زده کلّ کتاب را

پیدا نموده شاید مجنون بهتری!...

رو می کند به سمت تماشاچیان وکیل

فریاد می زند که تو دختر مقصّری؟!

دختر فقط عروسک بازی زندگیست

تو مرده ای به خاطر این جرم: دختری!

دیگر به اختیار خودت نیست ماندن و...

وقتی که از تمامی خود رنج می بری

حس می کنی گرفته دلت از هر آنچه نیست

می خواهی آسمان را بالا بیاوری...

قاضی نگاه می کند آرام و مرگبار

به دادگاه و صندلی پیر داوری

از خود سؤال می کند آیا نمی شود...

آیا نمی شود که از این جرم بگذری؟!

رو می کند به سمتِ وکیل ِ در آینه

با یک نگاه خسته و یکجور دلخوری

شاهد: خودش، دلیل:خودش ، حکم: زندگی

قاضی: خودش، وکیل:خودش ، متـّهم: پری!

سید مهدی موسوی !    البته صهحب اثر هستند و نمونه اصل آن !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 فروردین1389ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

یک هیچ ِادکلن زده با موی فرفری

شاید وکیل پایه یک دادگستری

دارد دفاع می کند از دختری که نیست

اسمش «پری» ... نه! از همه جنبه ها پری!!

از یک نگاه ساده و معصوم مثل گرگ

یک مشت موی سرزده از زیر روسری

از دختری که گفته به این هیچ! عاشقست

از دختری که رفته ، با مرد دیگری

لیلای قصّه خط زده کلّ کتاب را

پیدا نموده شاید مجنون بهتری!...

رو می کند به سمت تماشاچیان وکیل

فریاد می زند که تو دختر مقصّری؟!

دختر فقط عروسک بازی زندگیست

تو مرده ای به خاطر این جرم: دختری!

دیگر به اختیار خودت نیست ماندن و...

وقتی که از تمامی خود رنج می بری

حس می کنی گرفته دلت از هر آنچه نیست

می خواهی آسمان را بالا بیاوری...

قاضی نگاه می کند آرام و مرگبار

به دادگاه و صندلی پیر داوری

از خود سؤال می کند آیا نمی شود...

آیا نمی شود که از این جرم بگذری؟!

رو می کند به سمتِ وکیل ِ در آینه

با یک نگاه خسته و یکجور دلخوری

شاهد: خودش، دلیل:خودش ، حکم: زندگی

قاضی: خودش، وکیل:خودش ، متـّهم: پری!

سید مهدی موسوی !    البته صهحب اثر هستند و نمونه اصل آن !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 فروردین1389ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

درباره  فیلم  Paranormal Activity 


http://1.bp.blogspot.com/_Rj_9k2u6zr4/SlmBh7wGG3I/AAAAAAAAAU8/JSEOCTReVi8/s320/paranormal-activity.jpg




۱ -آیا این فیلم واقعی‌ست؟

2 -آیا این فیلم را پلیس در اختیار سازنده‌گان‌ش قرار داده؟

3-آیا میکا و کیت کشته شده‌اند؟

4-آیا بر مبنای داستانی واقعی ساخته شده؟

5-اصلن این فیلم نکبتی که ما را این‌قدر ترسانده، چی هست؟






1-خیر. این فیلم واقعی نیست و بر مبنای داستانی واقعی نیز ساخته نشده.

کارگردان فیلم آقای اورن پلی، به روزنامه‌ی پیتزبورگ گفته که فیلم را با الهام از خانه‌ای که در سان دیگو داشته، نوشته است. ایشان در این مصاحبه گفته‌اند: " من هرگز در خانه‌ای دور از خانواده‌ام زنده‌گی نکرده‌ بودم. وقتی موقع شب توی خونه صداهایی از کمد و در و دیوار می‌اومد یا گاهی چیزهایی از روی قفسه‌ها می‌لغزید، من رو به این فکر انداخت که چه‌طور می‌تونه یه دوربین فیلمبرداری از این اتفاقات سند برداری کنه تا به منبع این صداها برسه.

ایشان ادامه می‌دهند که فیلم پروژه‌ی جادوگر بلر به او این الهام را داد که می‌توان فیلم را کاملن واقعی جلوه داد. آن‌طور که ایشان گفته‌اند ایده‌ی ساخت فیلم پس از این‌که اولین خانه را همراه با دوست‌دخترشان خریدند به فکرشان رسید. گویا از جاهایی از خانه‌شان هنگام شب صداهای غیرمعمول شنیده می‌شده و نه چیزی بیش‌تر.



2-پلیسی در کار نیست. حقه‌ی کارگردان است برای حقیقی جلوه دادن فیلم. البته جمله‌بندی‌ها زیرکانه است و آن تقدیم به میکا و کیت آخر فیلم هم در ادامه‌ی هدف فیلم است.

3 -میکا و کیت زنده‌اند.

4 -گفتم که این‌طور نیست.




و حالا درباره‌ی قسمت پنجم:




به سوی وحشت!

ده سال پس از فیلم جادوگر بلر (و هم‌این‌طور سی سال پس از فیلم کانیبال هولوکاست) ما با فیلم آقای اورن پلی روبه‌رو هستیم که به شکل فیلم‌های مستند ساخته شده. در حالی‌که بیش‌تر کارگردانان فیلم‌های ترسناک راهی به جز خون‌ریزی و کارهای وحشیانه با زامبی‌های خون‌خوار و ماسک‌ها و گریم‌های هراس‌آور برای ترساندن بیننده ندارند، دیدن چنین فیلم درخشانی قابل تقدیر است.

پارانرمال اکتیویتی به همان اندازه که شنیده‌اید، فیلمی دهشتناک است. من را حسابی وحشت‌زده کرد و یاد ترس‌های دوران کودکی‌م انداخت. تجربه‌ی ترس‌هایی که همه‌مان با بازگو کردن داستان جن‌ها که به جای انگشت سم دارند و قدشان کوتاه است و هروقت بخواهند پیدا و ناپیدا می‌شوند، داریم. وقتی صدای پایشان را روی برگ‌های حیاط می‌شنیدیم، خوابیدن در تاریکی برای‌مان مثل جان کندن می‌شد.

فیلم، در هفت روز با هزینه‌ی پانزده هزار دلار در خانه‌ی کارگردان ساخته شده و توانسته بیش از صد میلیون دلار فروش کند. این‌جاست که ایده‌ی برتر بر امکانت، بر پول، بر نامداران سینما، حرفه‌ای‌ها و همه‌چیز می‌چربد و قله‌ی موفقیت را فتح می‌کند.

فیلم دارای سه نسخه است که در ایران نسخه‌ی اصلی آن منتشر شده. در یکی از دو نسخه‌ی دیگر، فیلم وقتی به پایان می‌رسد که کیت با لباسی خونی و چاقویی به دست کنار تخت می‌نشیند. یعنی پلیسی در ماجرا وارد نمی‌شود.

اورن پلی یک سال را صرف درست کردن خانه برای فیلم‌برداری کرد: اضافه کردن پله‌ها، رنگ کردن دیوارها، دکور و فرش و در این مدت درباره‌ی پدیده‌های فوق طبیعی و شیطان‌‌شناسی تحقیق کرد. آن‌طور که گفته می‌خواسته فیلم تا آن‌جا که ممکن بوده منطبق با حقیقت باشد، و من فکر می‌کنم او کاملن موفق بوده.

فیلم در حقیقی‌نمایی داستان بی‌نظیر بوده، آن‌طور که جست‌و‌جوهای اینترنتیم، من را به خیل هوادارانی رساند که نمی‌توانستند بپذیرند این فیلم ساخته‌گی‌ست و کاملن باور داشتند فیلم را میکا و کیت ساخته‌ و حالا مرده‌اند. دیالوگ‌ها ساده‌اند و ترس از تصویر به بیننده منتقل می‌شود و نمی‌گذارند او لم بدهد و راحت باشد. فیلم، بیننده را درگیر پرسش همیشه‌گی ترس می‌کند: منبع ناشناخته‌ی اتفاقات بد و بیننده را آن‌طور می‌ترساند که هربار زمان در فیلم به روز می‌رسد، بیننده نفس راحتی می‌کشد و موقع شب، عضلات‌ش منقبض می‌شود. من یکی که فیلم را در تخت نگاه می‌کردم، لبه‌ی تخت را محکم گرفته بودم و به خودم مدام می‌گفتم "بابا این فیلمه"، اما باور نمی‌کردم. به جز کارگردانی بی‌نقص آقای اورن پلی، باید از بازی میکا اسلات و سینه‌های کیت فیترستون که فیلم را در هنگام روز به خوبی به پیش می‌راند، تشکر کرد.

فیلم پارانرمال اکتیویتی پس از پایان نمی‌میرد و در ذهن بیننده ادامه می‌یابد. ویژه‌گی‌ای که همه‌ی‌ هنرمندان مایل‌ند آثارشان دارا باشد. علت اصلی این ویژه‌گی، نزدیک بودن فیلم به حقیقت است. بیننده با فیلم در ارتباط بسیار نزدیکی‌ست و با شخصیت‌های آن احساس همذات‌پنداری عمیق می‌کند. وقتی کیت پس از کشتن میکا به تخت تکیه می‌دهد و ساعت‌های طولانی (نزدیک به دور روز) حرکتی مثل پاندول ساعت را تکرار می‌کند، یاد دیالوگ روح‌شناس می‌افتیم که می‌گوید شیطان می‌تواند سال‌ها در جایی بنشیند و کاری نکند و بعد از آن دوباره شروع کند و ما می‌بینیم که شیطان در جسم کیت فرو رفته و میکا را که مانعی برای تسخیر روح کیت دیده، به وسیله‌ی خودش، از سر راه برداشته.



شاید این هم برایتان جالب باشد که دو منتقد مشهور فیلم‌های ترسناک جیمز براردینلی و راجر البرت هرکدام سه و نیم ستاره از چهار ستاره به این فیلم داده‌اند و اون گیلبرمن منتقد مجله‌ی Entertainment weekly گفته این فیلم تا سی سال آینده کابوس بیننده‌گان‌ش خواهد بود.




امتیاز: 9 از 10









منابع:   www.lam.blogsky.com
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

سوال:

مسعود ده نمکی کی کار گردان شد؟

جواب:

             "  وقتی همه خوابیم"        !!!!!!!!!!!!!

   این مطلب را بخوانید نظر بدهید و به بقیه توصیه کنید

   مطلب به سادگی قابل درک و قابل سنجش برای افکار ما ست.

  همون مایی که سال یکدفعه به سینما می ریم. معمولا برای وقت گذرونی و تفریح ودیدار با دوستان وخیلی چیزای دیگه منهای خود سینما ! 

خیلی از موقع ها سینما رفتن حالت یه چیز جالب مثل یه جور در جریان بودن و از قافله عقب نیوفتادن.

خیلی از موقع ها می ریم که بخندیم حتی اگه فیلم هم خنده دار نباشه رفتار ما و بقیه و تیکه اندازی ها که بامزست !

نمیدونم شما یا من و یا بقیه به چه دلیل سینما می ریم و اصلا تعریف ما از سینما و فیلم چیه. زیاد مهم نیست. مهم اینکه اگر جو اخراجی ها اجازه داد یه سری هم به سالن های کوچکتر و کم اهمییت تر تو طبقه ۳ یا زیرزمین هم بزنیم و فیلم " وقتی همه خواب بودیم" رو هم ببنیم اون وقت جواب خیلی از سوال ه ی ماا مثل سوالی که اول مطلب قرار گرفت. رو میشه پیدا کرد. میشه پرسید و جواب داد.

 

  راستی تا یادم نرفته " یه سری آدم رو که تو صف تئاتر کرگدن بودن تو صف فیلم اخراجی ها دیدم" !!!!!!!!  گفتم بگم بعدا خیلی ها زیرش میزنن.البته من مدارک معتبر دارم. اگه خواستن رو میشه

            به فرم عکس ها دقت کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 5:26 قبل از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

منتظرالزیدی در یکی از دانشگاههای ایران بورسیه می‌شود

وزارت علوم در حد توان خود تلاش کرده تا با نامه‌ای به یونسکو و وزرای علوم کشورهای اسلامی حمایت آنها از مردم بی‌دفاع غزه را خواستار شود.

ما نیز تقاضای حمایت از مردم ایران رو داریم. در شرایطی که بسیاری از جوان های ما در آرزوی تحصیل هستند باید یه انسانی که سر و ته اش معلوم نیست و تازه علاوه بر همه این ها مدعی دخالت جمهوری اسلامی در عراقه بورسه بدهند قابل توجه ملت ایران ما تا همین ۲۰ سال قبل با عراق جنگ داشتیم

خوزنیوز: قائم مقام وزیر علوم گفت: «وزارت علوم و دانشگاه پیام نور از منتظرالزیدی خبرنگار عراقی که در اقدامی جسورانه مخالفت خود را با رئیس جمهور سابق آمریکا نشان داد حمایت کرده و وی را در یکی از دانشگاهها بورسیه تحصیلی خواهد کرد».

دکتر سید محمد حسینی صبح امروز در نشست روسای استانهای دانشگاه پیام نور درباره فاجعه غره نیز گفت: «وزارت علوم در حد توان خود تلاش کرده تا با نامه‌ای به یونسکو و وزرای علوم کشورهای اسلامی حمایت آنها از مردم بی‌دفاع غزه را خواستار شود
».

رئیس دانشگاه پیام نور اظهار داشت: «دانشگاه پیام نور نیز نامه‌ای را در حمایت از مردم مظلوم غزه آماده کرده است که به تمام دانشگاههای غیرحضوری و مجازی دنیا ارسال خواهد شد
».
وی خاطرنشان کرد: «شرم‌آور است که کسانی که مدعی دموکراسی هستند و دم از حقوق بشر می‌زنند زنان و کودکان بیگناه را مورد حمله قرار می‌دهند
».

قائم مقام وزیر علوم ادامه داد: «وظیفه تمامی مسلمانان به خصوص شیعیان است که از غزه حمایت کنند زیرا ما مردمانی حامی مظلومان و ظلم ستیز هستیم. متاسفانه امروز به وحشیانه‌ترین شکل مردم بی دفاع را می‌کشند اما کشورهای بزرگ دم نمی‌زنند».


+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  | 

 

این آقای محترمی که در عکس میبینید ریئس جمهور محترم و البته مهرورز ما هستند که در زمینه سفر رکورد جناب آقای مارکوپولو رو بهبود بخشیدند. و در زمینه خالی کردن حساب ارزی دست مظفرالدین شاه رو. حالا هم پیر و فروتوت میخوان بعد از این ۴ سال سفر طاقت فرسا و امتحان الهی با عهد و عیال در یه خونه نقلی ۲۸۰۰ متری در حوالی شمال شهر یعنی جایی که گوجه کیلویی ۴۹۵تومنه! زندگی کنن.و البته واضح و مبرهن است که یک نمایندگی از مارک جدید کاپشن معروف به{{ کاپشن احمدی نژادی}} در حول و حوش منزل چون این بنده خدا دیگه پای این ور و اونور رفتن ندارن!؟!؟!؟ جدیدان هم که در نیجریه اسم بچه هاشون رو میزارن احمدی نژاد؟!؟!؟!!؟ دیگه از این گل و بلبل تر مگه میشه؟ محاله؟!؟!؟! 

پس ما تقاضا داریم لطفا به احمدی نژاد رای ندهید. سپاس گزارم.؟!؟!!؟!؟!!؟

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط در انتظار تئاتر  |